2 تیر
امروز درست یه هفتست که منو تو اومدیم کرج خونه مامان بزرگینا دوتر خانم وقتی اومدیم اینجا همه گفتن چرا آیلین لاغر شده حتما برای غذا خوردنش وقت نمی ذاری من خیلی ناراحت شدم
بهشون گفتم که سر غذا خوردنت چه برنامه ای داریم باورشون نمی شد تا خودشون دیدنو تعجب کردن
.
دیشب دایی رضا برات سرلاک خرید گفت ایشالا دخترمون غذایی رو که داییش براش خریده رو می خوره و همین شد دیشب با چه اشتهایی سرلاکتو خوردی همه بالاسرت جمع شده بودنو خیلی خوشحال شدن منم زود زنگ زدم به بابایی گفتم بهش که سرلاکتو خوردی دختر گلم به امید اینکه غذایی رو که من با عشق برات درست می کنم رو هم با اشتها بخوری دخترم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


2 تیر
