آيلينآيلين، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

آيلين فندوق مامان و بابا

دختر باهوش مامان

دخترم خيلي زرنگي ماشالا هر چيزي رو كه بهت ياد ميدم سريع ياد ميگيري از ديروز هاپوتو بهت نشون ميدم ميگم بگو هاپو لباتو به حالت گفتن پ ميكردي ولي صدايي نداشت امروز با خودت تمرين ميكردي و يهو گفتي پو خيلي دوست دارم آيلينم و براي بودنت در كنارم خداوندگار رو شاكرم خدايــــــــــــــــــــــــا شكرت. ...
1 مهر 1392

چند كلمه جديد...

ن فس خانوم از 4شنبه هفته پيش توپ گفتنو ياد گرفتي بهت ميگيم بگو توپ ميگي تپ 5شنبه دست خاله مريم  ملاقه بزرگ ديدي مي خواست بره آش دندوني پرنسس خانوم رو هم بزنه تا ديدي دستش گفتي تپ كلي خنديديم. يه چند روزيم هست داري سعي ميكني بگي بابا ميگي آي بوبو ب  ب با بوبو يه بار گفتي بابا امروز وقتي ميگفتم بابا كو اول درو نگاه ميكردي ميديدي خبري نيست بعد به سمت ميز كامپيوتر خم ميشدي اونجا رو نگاه ميكردي مامان قربون اون هوشت بشه نفســــــــــــم.   تازگيام شبا كه مي خواي بخوابي وقتي شير مي خوري سير ميشي پشتتو ميكني به من ميخوابي نصف شبم انگار ساعتت زنگ ميزنه از ساعت 5 به بعد ديگه رو تخت خودت نمي خوابي بايد پيش ما بخو...
1 مهر 1392

ديگه ديگه ........

عزيزدوردونه ي مامان ببين در عرض 2 دقيقه چه كار كردي 2دقيقه گذاشتمت به اميد خودت البته بابايي هم نظارت داشت رفتم آشپزخونه بساط ناهارو آماده كنم اومدم ديدم بلـــــــــــــــــــــــــــــــه ببين .......         ديگه كلافه شدي نذاشتي ناهارمو كامل بخورم زودي بردمت حموم ....     اينم بعد حموم ببين چه ماه شدي .....   ...
1 مهر 1392

کنترل 9 ماهگی ...24شهریور

امروز بابایی ماشینو گذاشت تا مامانو دختر با هم بریم بهداشت برای کنترل ٩ماهگی عسل بانو بابایی نتونست بیاد چون می خواست بره اردبیل برای کاری خلاصه رفتیمو مسئول بهداشت وزنت کرد و ...     دور سر : ٤٤ سانیمتر قد : ٦٥ سانیمتر   و اما وزن   وزن :٦٣٠٠ شدی عزیزم   مسئول بهداشت گفت عجب دختر باهوشو زرنگي به به ...
24 شهريور 1392

آیلین عشق کامپیوتر ....

نانایی مامان عاشق کامپیوتری وقتی من یا بابایی میریم پای کامپیوتر انقدر دادو بیداد میکنی تا بیاریمت پیش میز تا یه دستی بزنی حاجت روا شی وقتیم مانیتور خاموشه انقدر لفت لفت بهش نگاه میکنی تا روشنش کنیم.         ...
24 شهريور 1392

باز من موندمو آيلين ....

عزيزم يه چند روزي مامان بزرگ خونمون بود تو خيلي سرگرم بودي،به موقع آفتاب ميگرفتي،منم سرگرم بودم و به كارام به موقع مي رسيدم مامان بزرگ رفتو باز من موندمو .......... خاله مريمينا چهارشنبه شب اومدن خونمون اولش خالرو نشناختي ولي بعد از چند دقيقه شناختي رفتي بغلش سرتو گذاشتي رو بازوي خاله انگار يادت اومده بود وقتي كرج بوديم اونجوري مي خوابوندت با فاطمه كلي بازي مي كردي.... پنجشنبه به همراه مهمونامون رفتيم سرعين تا شنبه ظهر اونجا بوديم يه سوييت اجاره كرديم كلي بهمون خوش گذشت ولي خيليم زود گذشت البته جمعه هم رفتيم اردبيل عروسي تو عروسي خيلي دختر خوبي بودي اصلا اذيت نكردي مرسي دخترم باز من ازت عكس ننداختم تو عكس انداختن يكم ....   ...
17 شهريور 1392

آيلينم قشنگترين دختر دنيا روزت مباركــــــــــــــ ......

آيلين خانوم دختر قشنگم ديروز ولادت حضرت معصومه روز دختر بود عزيزترينم روزت مبارك                                                               با يك روز تاخير ديروز دسترسي به نت نداشتم نانازي مامان ...
17 شهريور 1392

رويش دومين دندون آيلين خانوم ..... 16شهريور

همدم خانوم ديشب ساعت 12:40 بود بعد خوردن قطره آهن داشتم دندونتو تميز ميكردم دستمو كشيدم رو لثت ديدم تيز شده داد زدم به بابايي گفتمم دندون دوم آيلين دراومد از خوشحالي زود به خاله و مامابزرگو علي دايي sms دادم انقدر بوست كردم بي قراري هاي چند روز قبلت باز براي دندون دراوردنت بود. ...
17 شهريور 1392