چند كلمه جديد...
نفس خانوم از 4شنبه هفته پيش توپ گفتنو ياد گرفتي بهت ميگيم بگو توپ ميگي تپ 5شنبه دست خاله مريم ملاقه بزرگ ديدي مي خواست بره آش دندوني پرنسس خانوم رو هم بزنه تا ديدي دستش گفتي تپ كلي خنديديم.
يه چند روزيم هست داري سعي ميكني بگي بابا ميگي آي بوبو ب ب با بوبو يه بار گفتي بابا
امروز وقتي ميگفتم بابا كو اول درو نگاه ميكردي ميديدي خبري نيست بعد به سمت ميز كامپيوتر خم ميشدي اونجا رو نگاه ميكردي مامان قربون اون هوشت بشه نفســــــــــــم.
تازگيام شبا كه مي خواي بخوابي وقتي شير مي خوري سير ميشي پشتتو ميكني به من ميخوابي نصف شبم انگار ساعتت زنگ ميزنه از ساعت 5 به بعد ديگه رو تخت خودت نمي خوابي بايد پيش ما بخوابي تا صبح ديگه كمرم خشك ميشه ميشم مجسمه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چند كلمه جديد...
