آيلينآيلين، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره

آيلين فندوق مامان و بابا

شيطون خانوم ما

1392/12/18 0:57
نویسنده : مامان آيلين
859 بازدید
اشتراک گذاری

عسلم اين روزا خيلي شيطونو شيرين تر از قبل شدي خيلي دختر اجتماعي و با اعتماد به نفسي هستي اميدوارم در آينده هم همينطور باشي عزيزدل مامان.

 

و اينك اندر احوالات آيلين خانوم

 

 دختر گل مامان هرجا كه وارد ميشيم زودي سلام ميكني ميگي س سيلام مامان قربون سلام كردنت بشه نفس مامان

 

هر روز يه سري كاراي روتين داري

 

ميري تو اتاق خوابت و شروع ميكني به ترتيب كشوي پاتختيتو باز ميكني و كلاهو شالگردناتو جوراباتو جوراب شلوارياتو ميريزي بيرون

بعد

كشوي تختتو باز ميكني تا جايي كه حوصلت بكشه لباساتو ميريزي بيرون

بعد ميري سراغ ويترين كمدت عروسكاتو ميريزي

و در آخرم

در باكس اوليتو باز ميكني پوشكو خشك كنتو ... ميريزي بيرون

و بعد انجام اين كارا اين شكلي ميشينیشخندو منم اين شكليگریه

روزاي اول وقتي مي خوابيدي من همرو جمعو جور ميكردم بعد ديدم بيدار كه ميشي ميري دنبال انجام مسئوليتات ديگه كاري به اتاقت ندارم آخر شب جمعو جور ميكنم و فقط بهت ميخندم كيف ميكنم كه انقدر شيطوني

انشاا... در اولين فرصت از اين كارت عكس ميندازم تا برات به يادگار بمونه دخترم

 

 

 اينم عكسي كه قولشو داده بودم...

 

 

 

 

                                   

                                          

4روز پيش كه رفته بوديم دكتر براي سرما خوردگيت تو مطب 2تا ني ني بود انقدر با اونا حرف زدي انقدر از خودت صدا دراوردي كه همه فقط تو رو نگاه ميكردن با خانوم دكترم مچ شده بودي خانوم دكترم عاشقت شده بود نفس مامان.

 

كرج كه بوديم بابابزرگ مهربون هر روز برات تك تك و بيسكوييت مادر و... مي خريد و تو هم عاشق تك تك شديخوشمزه دومين صبحي كه بعد از اومدن خونمون از خواب بيدار شدي نمي دونم خواب بابابزرگ رو ديدي كه برات تك تك خريده بود يا چي از خواب كه بيدار شدي يه ريز ميگفتي تخ تخ 3بار تا حالا با تخ تخ گفتن از خواب بيدار شديچشمکتلفن خودت يا گوشي بر ميداري با بابابزرگ حرف ميزني ازت مي پرسم بابابزرگ چي بخره برات يواش ميگي تخ تخنیشخند

 

 

ديروز وقتي ناهارتو ميدادم نوش جان كني 2 قاشق خوردي زود گفتي جوجه گوجه مي خواستي مامانم خودت با خودت تمرين كلمات جديدو مي كني يهو تلفظش مي كنيماچ

 

راستي مامان جونم شبا ديگه خيلي راحت مي خوابي و 1يا 2بار بيدار ميشي ميگي عو عو اووووو  بهت ميدم بعد پشتتو ميكني به ما و رو تخت راحت مي خوابي. 


و يه كار بديم كه ميكني اينه كه انگشتاتو تا ته ميكني تو حلقت و هي عق ميزني تا بالا بياري و من اشتباهي كه كردم اين بود كه به اين كارن عكس العمل نشون دادم و تو هي تكرار مي كني غرق در بازي كردن هستا تا ميبيني ميام پيشت اين كارو ميكني و منم يه بار از كوره در رفتم و زدم رو دستت و خيلي دعوات كردمگریهگریه(اين مطلبو فقط به سفارش علي دايي نوشتم)

چون هميشه بهم ميگه از روزاي بدتونم بنويس از دعوا كردناي آيلينناراحت


 

 

 

اينو بدون ماماني هم من هم بابايي خيلي خيلي دوست داريم ماچ

 


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

ستاره
11 اسفند 92 12:45
سلام به مامان و دختر گل خوبین؟ پس عکس آیلین جون کو من به عشق عکسای نازش میام اینجا.... عزیزم چرا کلوپ اردبیلی ها نمیای خیلی سوت و کور شده اگه بیای خوشحال میشیم. دختر گلت رو از طرف من ببوسسسسسسسسسس
مامان آيلين
پاسخ
سلام بر دوست مهربانم مرسي جوجوم يكم سرما خورده بعد از بهبودي كامل عكس ميندازم ميذارم انشاا... وقت كنم حتما سر ميزنم مرســـــــــــي كه به ما سر ميزني عزيزم
مامان دیانا
15 اسفند 92 0:04
امان از دست شما شیطونا دیانا هم لنگه تو اما یکم شدیدتررررررر