شروع 12 ماهگی آیلین سادات 23 آبان
دختر نازم سلام.......
با شروع 12 ماهگیت 5مین دندونت هم دراومد مامانی شبش خیلی اذیت شدی و اذیت کردی و از چند روز قبلشم خیلی بد غذا و بداخلاق شده بودی و من یه کوچولو دعوات کردم و از روی ناراحتی یه تنبیه کوچولوت کردم
این مطلب فقط به سفارش علی دایی جونت نوشتــــــــــــــــــــم... وقتی غذا نمی خوری حال من خیلی بد میشه سرگیجه میگیرمو حالت تهوع چون فشارم خیلی افت میکنه 

و حالا از احوالات و شیرین کاری های دخملی بنویسم.....
جیگر طلای مامانی خیلی شیرین تر از قبل شدی نفس خانوم
وقتی بغل کسی میری که دوسش داری از روی عشق با دو تا دستهای نازت موهاشو میگیری بعد لپشو با دندونای نازت گاز میگیری به یه طرف قانع نیستی از اونورشم میگیری
خیلی خیـــــــــــــــــــــــــلی ددری شدی دنباله هر کسی که حاضر باشه گریه میکنی برگردیم خونمون کار بابایی ساختست 
عادت کردی هر روز چند سری با مامان بزرگ بری راهروی خونشون تا برات در مورد تابلوهایی که اونجا هست توضیحات خاصی بدن براتون و بعد یه سری به گربه ای که تو تراسشون هست بزنی و بهش غذا بدی موندم بریم خونمون دیگه گربـــــــــــــــــــــــــــــــــرو از کجا پیدا کنم 
کاملا رقاص شدی اول دست میزنی بعد میگی آه آه بعد با یه دست نانای میکنی این کارارو مامان بزرگ و بابابزرگ مهربونتون بهتون یاد دادن ماچ برای هر دوشون


و همچنان خاله مریم در تلاشن که شما
بری ولی بی نتیجست هر روز چند سری تمرین دارید با هم ولی دریغ از یه حرکت فقط دوست داری راه بری فکر نکنم به این آرزوم برسم ........
یادم رفت بنویسم ....
عاشق پیام بازرگانی هستی حتی اگه خواب باشی صداشو بشنوی بیدار میشی و برای دیدنش شوق داری به این میگن عشق واقعی ....
یه چند وقتیم هست مامان بزرگ بهت بوس کردنو یاد داده خوشگل خانوم


شروع 12 ماهگی آیلین سادات 23 آبان
