آيلينآيلين، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

آيلين فندوق مامان و بابا

نجواي بابابزرگ با آیلین

1392/9/23 18:41
نویسنده : مامان آيلين
648 بازدید
اشتراک گذاری

 

" نجوا با آیلین "

 

 

 

گل من آیلین من ، گل عطر آگین من، وقتی من زنگ می زنم، به دلم چنگ می زنم، بیقراری نکنه، گله از گردش ایام و ز دوری، ز صبوری، گله زاری نکنه

 

بگو بابا بگو بابا

 

دل به دست آر دلم را نشکون، صدای ناز تو آیلین، ز دل غمزده ی من، غمها را در می کنه، زندگی سر می کنه

 

بگو بابا بگو بابا

 

گوشی ات زنگ می زنه ، ببین آهنگ می زنه، پشت خط دانی کیه، بابای پیرتونه، بدون چکّ و چونه، تا صدات در نیاری، سر به سر هم نذاری، نگی تا دوسم داری، پش خط موندنی ام، غصه ها چیدنی ام، جان من حرف بزن ، دل مارا نشکن

 

بگو بابا بگو بابا

 

عاشق خنده هاتم، قربون قد بالاتم، نگهت معرکه است، تو بخند من باهاتم، ناز بکن ناز کشتم، آیلینم هم کیشتم، چون تو رویای منی، دورم و باز پیشتم

 

بگو بابا بگو بابا

 

 

تقدیم برای عرض تبریک تولد آیلین خانم

 

 

 

 

 

 

این شعر زیبام هدیه ای از طرف بابابزرگ عزیز آیلین اینجا گذاشتم برات به یادگاری بمونه مرسی بابای شاعرممممممممممم خدا سایتو از سر ما کم نکنه آمیـــــــــــــــــــــــــــــن.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

setareh
2 دی 92 21:10
سلام عزیزم. خوبی؟ به به چه اشعار زیبایی. کلی لذت بردم[لبخند امیدوارم سالیان سال در کنار دخترت و همسرت روزهای پر از شادی و سلامتی داشته باشی. اردبیل نیومدید؟] سلام دوست جونم مرسي بابت بازديد از وبلاگ دخترم لطف دارين شما. نه همچنان دنبال خونه هستيم
مامان شیوا
7 دی 92 14:14
چقدر قشنگ و با احساس.انشالله خدا برا هم حفظتون کنه!
مامان آيلين
پاسخ
مرســـــــــــــــي دوست عزيزم