210 روزگيت مبارك عمرو جون مامان
سادات خانم مامان امروز 7ماهت تموم شد و وارد هشتمين ماه زندگيت شدي عزيزترينم... نانازم هر روز كه از خواب بيدار ميشم خدارو شكر ميكنم به خاطر بودن تو در كنارمون. ديزوز يه كوچولو بين مامانو دختر شكراب شد ماماني عصباني شد سرت يه داد چوچولو كشيد و تو هم كلي گريه كردي انقدر ناراحت شده بودي از هولت تو گريه هات هرچي بلد بودي گفتي بوبو بابا ماما دده ددددددد بعد بغلت كردم بازم تو بغلم آروم نشدي انقدر نازتو كشيدم عذر خواهي كردم تا آروم شدي و با اون دل مهربونت زودي مامانو بخشيدي و بهم لبخند زدي بعد من كلي گريه كردم فضاي خونمون هندي شده بود فقط يه ستون كم داشتيم بابايي رو هم از خواب بيدار كرديم بابا اينجوري شده بود ...
نویسنده :
مامان آيلين
16:06





