اولين ديدار آيلين با بابا ناصر .... 91.9.23
بالاخره بابا ساعت 11شب خودشو رسوند تا كي فرودگاه بود آخرش موفق نشد با هواپيما بياد منم گفته بودم به خاطر بدي هوا با ماشينمون نياد طفلي با اتوبوس خودشو رسوند و سريع اومد بيمارستان ساعت 12.5 بابايي انقدر التماس نگهبان كرد تا گذاشت بياد بالا آيليني تا رفتي بغل بابا چشم از چشم بابا بر نمي داشتي انگار فهميده بودي تو بغل بابايي از اول معلوم شد كه خيلي بابايي هستي نفس جونم ...
نویسنده :
مامان آيلين
1:28


