آيلينآيلين، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

آيلين فندوق مامان و بابا

ببین پشه های کرج چکارت کردن

پشه های بد غریب گززززززززززززززززززززز دخترمو تو اوج سرما خوردگیش دون دون کردن بین ما 5نفر فقط شما رو نیش میزنن انگار خونتم مثل خودت خیــــــــــــــــــــــــــــــــلی شیرینه.   ببین ......     نازی مامان قربون اون معصومیتت بشههههههههه     ببین حتی به کف دستشم رحم نکردن     اینم یه انگشتر از طرف پشه هاااااااااا     ...
7 آذر 1392

اولین مهمونی مامانو بابا بدون آیلین....1 آذر

دختر قشنگم امروز منو بابا رفتیم مهمونی خونه دوست بابا و شمارو همراه خودمون نبردیم به دلایل....... اونا 2تا پسر دوقلو داشتن گفتیم شاید اذیت بشی تایم کمی می خواستیم بمونیم منم گفتم چون برخورد اوله همش باید درگیر شما باشم و تو اتاق به وظایف مادری برسم از اونجا می خواستیم بریم خرید تا برای شما کاپشن بخریم از اونجایی که شما عاشــــــــــــــــــــــــــــق خرید هستی نبردیمت. اومدنیم برای شما که دختر خوبی بودی بابایی جایزه خرید  اینم عکسش.......     اینم یه کاپشن گرم به سلیقه ی بابایی برای آیلین جیگر     اینم یه شلوار که باهاش ست کردیم   ...
7 آذر 1392

اولین خواسته ی کلامی دخترم .......30 آبان

دختر ناز مامان دیروز همراه بابایی برای ناهار رفته بودیم خونه ی عمه بتول، عمه جون گل سوپ رو برای شما کنار گذاشته بود و شما سوپ رو با ولع نوش جون کردی بعد خوردن سوپ خیلی تشنه شده بودی و برای اولین بار با زبونت نه با گریه یا بهونه ازم درخواست آب کردی و با صدای بلند گفتی آپ و این شد اولین درخواست کلامی شما از مامان ... ...
1 آذر 1392

آذر ماه آیلین

تقدیم به آیلین عزیزتر از جانم...   دختر خانوم مامان من خیلی دوست داشتم شما تو دی ماه که ماه خودمم هست دنیا بیای ولی شما عجله داشتید و  یه 20روزی زود دنیا اومدی و آذری شدی من اصلا ماه آذرو بنا به دلایلی دوست نداشتم و نمی خواستم شما متولد این ماه بشی ولی کار خدا بود که زود اومدی تو بغلمو شدی آذر ماهی عزیزترینم ایشالا همیشه سالمو تندرست باشی نفس مامان و الان که من این مطلبو دارم مینویسم شمــــــــــــــــا تو خواب شیرینی هستی. با تمام وجود دوست دارم .... ...
1 آذر 1392

شروع 12 ماهگی آیلین سادات 23 آبان

دختر نازم سلام....... با شروع 12 ماهگیت 5مین دندونت هم دراومد مامانی شبش خیلی اذیت شدی و اذیت کردی و از چند روز قبلشم خیلی بد غذا و بداخلاق شده بودی و من یه کوچولو دعوات کردم و از روی ناراحتی یه تنبیه کوچولوت کردم این مطلب فقط به سفارش علی دایی جونت نوشتــــــــــــــــــــم... وقتی غذا نمی خوری حال من خیلی بد میشه سرگیجه میگیرمو حالت تهوع چون فشارم خیلی افت میکنه                                                    ...
26 آبان 1392

خریــــــــــــــــــــــــد اولین مســــــــــــــــــــــــــواک

از اونجایی که شما در 11ماهو 3 روزگی 5تاو نصفی دندون دارید مامانی امروز برای شما 1 عدد مســــــــــــــــــــــــــــــواک خرید تا دندونات مثل صدف همیشه بدرخشه و از طفولیت با مسواک زدن عیاق شی دختر قشنگم. ...
25 آبان 1392

اولین قدم ......24 آبان

دختر خانوم مامام دیگه قشنگ وایمیستی امروز از رو پای من بلند شدی و 3 قدم برداشتی خودتو رسوندی به مبل و اونجا کلی وایسادی و شروع کردی به بابا گفتن ریتمیکم میگه بابارو قربون راه رفتنوووووووووو حرف زدنتتتتتتتتتتتتتتتت بشه مامان ...
24 آبان 1392